|
برای فعالیتهای ادبی
|
|
|
|
||||
|
CRITIQUE OR BOOK REVIEW
نانوشراب ترجمهي:محمّدقاضي نقاد:عبدالحميدخادمي بهار:84 ويرايش:18/7/85 بسماللهالرّحمنالرّحيم هستكليددرگنجحكيم نقديبريكيازآثاراينياتسيوسيلونه(نانوشراب)ازادبيات.مسلما"اگرايننوشتهيدكترشميسارا كهدرتوضيحات(307)نميخواندماينجراتراپيدانميكردمكهشروعبهنوشتنكنمايشان ميگويند:«كهسيوانديسالپيشكهدرشيرازدانشجوبودمدركنگرهيحافظاستادفريدهم شركتكردهبود.ازآنجاكهبيناووادباحالتانكارومناقشهبودبيشتربادانشجويانمحشوربودودر اينمراهمنصيبيبودعنوانسخنرانياواكنوندقيقاً”بهيادنميآورمچيزيشبيهبهملاحظاتزند آگاهانهدراشعارحافظبودكهدرآنزمانباعثتمسخرادباشدهبودمقصوداو(فريد)ازايناصطلاح چيزيشبيهبههرمونتيكبودكهدرآندورانمطرحنبود»امروزه(Hermeneutics)(1)درنقد بحثدرروندفهموچگونگيفهممتناستكهعدمقطعيتمعنيراميرساندوميگويدمعنيرا خوانندهميسازد.(ص305و356نقدادبیشميسا)
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 17:21 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه ادیسه را با حماسه ی سفرهایدورو دراز قهرمان داستان می شناسند ؛ سفری که در آن با مشکلات وحوادث عجیب وغریب روبرو می شود .اما امروزه مفهوم دیگری دریونان پیدا کرده ؛وآن را به سفری درونی ومعنوی نیز می شناسند. یونانیان به نوعی جاودانگی اعتقاد داشته اندکه یکی را رسیدن به شهرت دانسته اند.ادیسه ی شکست ناپذیرمانند دیگر پهلوانان حماسه خارق العاده بوده است.اما برای رسیدن به اهداف خودش تلاش فراوانی به عمل آورده است چنان که خدایان در رسیدن به اهداف در کار او سنگ اندازی می کرده اند.
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 20:30 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام او زبان نهادي است اجتماعي كه براي برقراري ارتباط ميان افراد يك جامعه به كار مي رود .اين ابزار ارتباطي در جوامع بشري ،ثابت و هميشگي نيست و به يك شكل باقي نمي ماند .زير رابه دليل ماهيَت ووابستگي به اجتماع به تبع وهماهنگ با دگر گوني ها ي جامعه تغيي و تحوَل مي يابد. .(دكتر مهري باقري –مقدمات زبان شناسي-نشر قطره-چ چهارم 1380ص67) پس زبان پديده اي است كه به نسبت پيشرفت تمدّن انساني،در حال تغيير وسازگاريست .تحوّلي كه زبان ايجاد مي كند به عوامل زيادي وابسته است .از آن جمله سرمايه يا قدرت اقتصادي آن جامعه مي باشد ،كه چه اختراعات وابتكاراتي بهجامعه ي بشري اهدا كرده است؟ به نحو ديگري مي توان گفت :كه قدرت اقتصادي نا خواسته سلطه ي زباني ايجاد مي كند يا قدرت اقتصادي بالقوه سلطه ي زباني دارد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 21:54 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کیم جونگ ایل
ملانی کرک پاتریک، معاون پیشین ستون سردبیر وال استریت جورنال نوشته است یکشنبه شب، دقایقی پس از آن که خبر مرگ کیم جونگ ایل دیکتاتور کره شمالی بر صفحه کامپیوترها نقش بست، ایمیلی از فردی دریافت کردم که از کره شمالی گریخته و ترک تابعیت کرده بود. این مرد که مسیحی است و اکنون در سئول پایتخت کره شمالی زندگی می کند – همچون بسیاری دیگر، از جمله هموطنانش که سال ها در حکومت خاندان کیم زجر کشیده اند – با شادمانی برای مردم کشورش آرزوی خیر و برکت می کرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 15:23 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم چکیده در این مقاله سعی شده است که با بررسی دو اثر از احمد شاملو وشرمن الکسی از نظر تطبیقی تشابهات وتفاوت های هر دو اثر نمایان گردد تابتوان رسالت شعری وجهان بینی هردو اثرنیز مشخص گرددکه شعر این دو شاعر حاصل محاکاتی از تأثیرات اجتماعی دوران خود می باشد یا تاثرات وتراوش فکری وروانی آنان است و بس. واژه های کلیدی: هملت؛ پولونيوس؛ کلادیوس؛جبر فلسفی؛ جبر اجتماعی؛نوستالژیک؛ هابیل؛ جتسمان؛منخرین و محاکاتی.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:56 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بیوگرافی ابراهیم یونسی: ابراهیم یونسی یه سال ۱۳۰۵ در بانه متولد شده، در جوانی برای تحصیل به دانشگاه سوربن فرانسه و دکتری اقتصاد گرفت و سپس به ایران آمد و به ارتش پیوست و در ارتش هم یک پایش را از دست داد. او با وجود اینکه در فرانسه تحصیل کرد و با این زبان آشنایی داشت، مترجم زبان انگلیسی شناخته میشد و ظاهرا از میان بیش از هفتاد تا هشتاد اثری که با نام خود و یا نام مستعار سیروان آزاد ترجمه کرده تنها یک عنوان آن از زبان فرانسه برگردانده شده است!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 17:54 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تاسف و حسرت خود را در درگذشت استاد گران قدر آقای ابراهیم یونسی مترجم زبر دست ونویسنده ی دلسوز کُرد را به تمامی دوست داران زبان فارسی وکُردی اعلام می دارم که کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران .
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 18:7 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
معروفترین ضرب المثل ها و کنایات فارسی به ترتیب حروف الفبا ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 21:33 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر کس طاق هرکس جفت فتاد ه تخته سنگ آن سوی تر انگار کوهی بود وما این سو نشسته خسته انبوهی زن ومرد وجوان وپیر همه با یکدیگر پیوسته لیک از پای وبا زنجیر اگر دل می کشیدت سوی دل خواهی به سویش می توانستی خزیدن لیک تا آنجا که رخصت بود تا زنجیر ندانستم ندایی بوددر رؤیای خوف وخستگی هامان و یا آوایی از جایی کجا؟هرگز نپرسیدم چنین می گفت: فتاد ه تخته سنگ آن سوی تر وز پیشینیان پیری بر او رازی نوشته است هر کس طاق هرکس جفت چنین می گفت: چندین بار ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 11:38 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به پنجاه سال قبل برگردید ،زندگی زمستانی منطقه کردستان را توصیف کنید.
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی * نروم جز به همان ره که توام راهنمایی شد عرصه زمین چو بساط ارم جوان * از پرتو سعادت شاه جهان ستان هنگامی که آوای زمستان به گوشم می رسد افق های سرد و خاموش شبانه اش جلو چشمانم را سیاه می کند. شب هایی که از ترس سرما از خانه پا بیرون نمی گذاستم. شعله ی سرخ و گرم بخاری که به دستان سردم گرمای دلنشینی می بخشید، بارانی که جانم راسرد و روحم را گرم می کند ، از آمدن زمستان خبر می دهد. زمستانی که از ابتدا انتظار است و بس. چقدر دل انگیز است ذره ی برفی که بر حیاط خانه ی ما زیبایی می بخشد و نفس و جان کودکان را شاد می کند. لباسی که درختان در این فصل می پوشند در هیچ فروشگاهی یافت نمی شود. زمستان فصل زیبایی است که سراسر سرما است. زمستان مژده ی بهاری است که خواهد آمد.زمستان را در قدیم الایام را می توان از دو جانب مورد سنجش و برسی قرار داد. الف) جوانب مثبتچکونگی کمک مردم به یکدیگر: در گذشته های دور زمستان ها خیلی با صفا بود ، مردم برای پارو کردن برف موجود در پشت بام ها و کوچه ها به هم دیگر کمک می کردند که در اصطلاح کردی بدان عمل « گه ل » می گفتند. گذراندن زمستان: صمیمیت مردم شهر و روستا خیلی بیشتر از امروز بود. همیشه به دیدن یکدیگر می رفتند و از حال و احوال همدیگر با خبر بودند. قطع صله ی رحم اصلاً معنایی نداشت. آنان زمستان را با شب نشینی های پی در پی سپری می کردند. در چهله ی اول که در اصطلاح کردی به «چله گه و ره» معروف است طابع رسم و رسوماتی بودند که از اجدادشان به ارث برده بودند. آن ها چهله ی اول را که چهل شبانه روز بود به ترتیب از اولین خانه شهر یاروستا شروع به شمارش می کردند و بر طبق رسم و رسومات خود میگفتند: امشب چهله در منزل فلانی است و بعد از به پایان رسیدن این چهله بر همین روال هم چهله ی دوم که در اصطلاح کردی به «چله چکوله» معروف است را حساب می کردند. دلیل این رسم زیبا این بود چون در گذشته به علت نداشتن توان مالی برای خرید تقویم و یا به سبب اینکه چون مردم اکثرا سواد نداشتند و به تقویم توجهی چندان نداشتند، در کمتر خانه ای تقویم یافت میشد و به همین جهت مردم بر اساس تصورات ساحتگی در ذهن خود اینگونه روز های زمستان را حساب می کردند. سرگرمی های مردم در مجالس شب نشینی البته با رعایت کامل احترام به بزرگتر ها و افراد سالخورده عبارت بودن از بازی هایی چون : (در اصطلاح کردی) خومله – کوسه کوسه – قورسیو دوتایی – سلولو – گوره وا بازی – قاپین – گه له راوکه و... بودند .در شب نشینی ها ی زمستان صاحب خانه از مهمانان با خوراکی هایی مانند: خرما – مویز – کشمش- خوشاب – سنجد – چغاله بادام – گردو و ... پذیرایی می کردند.نام ایام زمستان در اصطلاح کردی : چله گه و ره – چله چکوله – خاتوزه م هه ری – برج پیریژن – گیتی قران – برج حاجی له ق له ق.ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 15:49 توسط حامد خادمی
|
|
|||||
|
|||||